اي خميني کبير آن روز که دستان تو را با زنجير ظلم بسته بودند ميخواستم به تو بگويم : فَاسْتَقِمْ استقامت کن
آن روز که تو را از سرزمين غربت بسوي ديار شهيدان روانه کردند و در آن ساعت که تو آرام آرام بسوي بهشت شهيدان مي آ يي ميخواستم به تو بگويم : جَاء الْحَقُّ وَزَهَقَ الْبَاطِلُ حق آمد و باطل رفت.
آن روز که دستت را چون غنچه محمدي مشت کرده بودي و آزادي را فرياد ميکردي ميخواستم به تو بگويم : لَّيْسَ لِلْإِنسَانِ إِلَّا مَا سَعَى براي انسان جز سعي و تلاشش چيزي نيست.
آن روز که خدا دست رحمتش را بر سرت ميکشيد ميخواستم به تو بگويم : إِنَّمَا يُرِيدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَيُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيرًا همانا خدا ميخواهد از شما پليدي را دور کند و شما را پاکيزه گرداند.
آن روز که در جماران نشسته بودي و مردم دور و برت حلقه زده بودند و تو را امام مومنين ميخواندند ميخواستم به تو بگويم : وَرَفَعْنَا لَكَ ذِكْرَكَ و نامت را براى تو بلند گردانيديم.
آن روز که با دستانت آزادي را دردهان مردم ميريختي و مردم دستان تو را بوسه ميزدند ميخواستم به تو بگويم: وَسَقَاهُمْ رَبُّهُمْ شَرَابًا طَهُورًا و پروردگارشان بادهاى پاك به آنان مىنوشاند.
آن روز که گناه ، سراسر عالم را فراگرفته بود و تو عصمت و پاکدامني را رهرو راه خود نموده بودي ميخواستم به تو بگويم : قُمْ فَأَنذِرْ برخيز و بترسان.
آن روز که دشمن را با دستان پولادين خود از وطن بيورن کردي و تبر خشم را بر قلب آنان رها نمودي ميخواستم به تو بگويم : وَمَا رَمَيْتَ إِذْ رَمَيْتَ وَلَكِنَّ اللّهَ رَمَى و شما آنان را نكشتيد بلكه خدا آنان را كشت .
آن روز که ملائکه از افلاک افسر رهبري را بر سرت مينهادند ميخواستم به تو بگويم : لَقَدْ مَنَّ اللّهُ عَلَى الْمُؤمِنِينَ إِذْ بَعَثَ فِيهِمْ رَسُولاً به يقين خدا بر مؤمنان منت نهاد [كه] پيامبرى از خودشان در ميان آنان برانگيخت .
ولي حيف و صد حيف که تو رفتي و اجر امامت را نپرداختيم و براستي خدا چه زيبا فرموده : ْ إِنَّمَا نُمْلِي لَهُمْ لِيَزْدَادُواْ إِثْمًا ما فقط به ايشان مهلت مىدهيم تا بر گناه [خود] بيفزايند .
آري تو رفتي و سراچه کوچک دنيا را رها کردي و من حرفهاي ناگفته ام را در قلب خود مخفي کرده ام . اي خميني چطور عرفان تو را بازشناسم که همان "يوثرون" بودي . به که بگويم حرفهاي ناگفته ام را که سر ابد تو بودي و حالا من مانده ام و داغ ارغواني تو . من مانده ام و "عروه الوثقي" که تو براي ما به ارمغان گذاشتي و من مانده ام و حرفهاي ناگفته من.............................
نوشته شده توسط در جمعه چهاردهم خرداد 1389 ساعت 14:26 موضوع | لینک ثابت
بسيار شنيدني است. مي گويند او اين حکايت را بسيار دوست داشت و در موقعيت هاي مختلف آن را بيان مي کرد: مردي بود بسيار متمکن و پولدار. روزي براي کار در باغش به کارگراني نياز داشت. بنابراين، پيشکارش را به ميدان شهر فرستاد تا کارگراني براي او اجير کند. پيشکار رفت و همه کارگران موجود در ميدان شهر را اجير کرد و آورد. آنها در باغ به کار مشغول شدند. کارگراني که آنروز در ميدان نبودند، اين موضوع را شنيدند و آنها نيز آمدند. روز بعد و روزهاي بعد نيز تعدادي ديگر به جمع کارگران اضافه شدند. گرچه اين کارگران تازه وارد، غروب بود که رسيدند، اما مرد ثروتمند آنها را نيز استخدام کرد. شبانگاه، هنگامي که خورشيد فرونشسته بود، او همه کارگران را جمع کرد و به همه آنها دستمزد يکسان داد. معلوم است آناني که از صبح به کار مشغول بودند، آزرده شدند و گفتند: « اين بي انصافي است. چه مي کنيد آقا؟! ما از صبح کار کرده ايم و اينان غروب رسيدند و بيش از دوساعت نيست که کار کرده اند.بعضي ها هم که چند دقيق پيش به ما ملحق شدند. آنها که اصلاً کاري نکرده اند ». مرد ثروتمند خنديد و گفت: « به ديگران کاري نداشته باشيد. آنچه به شما داده ام کم بوده است؟ ». کارگران يکصدا گفتند: «نــه، آنچه شما به ما پرداخته ايد، بيشتر از دستمزد معمولي ما نيز بوده است با وجود اين، انصاف نيست که کساني که دير رسيده اند و کاري نکردند، همان دستمزدي را بگيرند که ما گرفته ايم ». مرد گفت: « من به آنها بخشيده ام زيرا بسيار دارم. من اگر چند برابر اين بپردازم، چيزي از دارائي من کم نمي شود. من از استغناي خويش مي بخشم. شما نگران اين موضوع نباشيد. شما بيش از توقع تان مزد گرفته ايد پس مقايسه نکنيد. من در ازاي کارشان نيست که به آنها دستمزد مي دهم، بلکه مي دهم چون براي دادن و بخشيدن، زياد دارم. من از سر بي نيازيست که مي بخشم ». حضرت مسيح گفت: « بعضي براي رسيدن به خدا مي کوشند. بعضي ها درست دم غروب از راه مي رسند. بعضي ها هم وقتي کار تمام شده است، پيدايشان مي شود. اما همه به يکسان زير چتر لطف و مرحمت الهي قرار مي گيرند. شما نمي دانيد که خدا استحقاق بنده را نمي نگرد، بلکه دارائي خويش را مي نگرد. او به غناي خود نگاه مي کند، نه به کار ما. از غناي ذات الهي، جز بهشت نمي شکفد. بايد هم، اينگونه باشد. بهشت، ظهور بي نيازي و غناي خداوند است. دوزخ را همين تنگ نظرها برپا داشته اند. زيرا آنقدر بخيل و حسودند که نمي توانند جز خود را مشمول لطف الهي ببينند ». حربه ضعيفان شکايت است
نوشته شده توسط در چهارشنبه هجدهم شهریور 1388 ساعت 23:26 موضوع | لینک ثابت
بسم رب الحجه
هفته اي ديگر گذشت و امشب باز شب جمعه است . امام (عج) سخت اميدوار است تا طي اين هفته ، ديگر خلق نبودش را حس كرده باشند ، به ضرورت حضورش پي برده باشند واو را و ظهورش را آنقدر خالصانه خواسته باشند تا اين جمعه ديگر فرمان قيام صادر شود . اميدوار است كه شيعيانش آنقدر مقدمات ظهورش را فراهم آورده باشند و آنقدر خود و جامعه را براي پذيرش امر فرج سازماندهي كرده باشند و خلاصه آنقدر آماده باشند كه تا صبح از شوق خواب به چشمشان نيايد .
******
دو كوچه بالاتر از موقعيت امام زمان (عج) ، بازارها شلوغ است و ترافيك پياده روها و پاساژها كم از ترافيك همت ندارد . تالارها آغاز زندگي مشترك زوج هاي جوان را به رقص و طرب ايستاده اند ؛ پارك ها و شهربازي ها پر از سروصدا و قهقهه بچه ها و بچه تر هاست !!! آنهايي كه ديشب محور تهران – چالوس را طي ميكردند امشب همبازي دريا و ساحل اند . بچه ها اجازه دارند تا نصف شب پاي تلويزيون دراز بكشند و فردا خورشيد وسط آسمان باشد و آنها وسط رختخواب . فاميل ، شب جمعه دورهم جمع ميشوند ؛ يكي از معاملاتش در هفته گذشته سخن ميگويد و ديگري پشت سر همسايه غيبت . جمعي هم كه خود را بيش از همه به امام زمان (عج) نزديك مي دانند در مسجدي بزرگ ، مجلل ، دلباز و البته خلوت مشغول زمزمه دعاي كميل هستند و عاجزانه پاس شدن چك ها و يا واحدهاي دانشگاهشان را از خدا و امامشان مسئلت دارند !!
******
دم دم هاي صبح جمعه است . امام (عج) اصحابي را كه در گردش جمع آمده اند ميشمرد . 1....2...3...4....5....همين؟ اصحاب سرشان را پائين مي اندازند و امام (عج) سر به آسمان بلند ميكند . زير لب چيزي زمزمه ميكند و رو به اصحاب ميگويد : برويد تا هفته بعد ! و خودش برميگردد به همان دوكوچه بالاتر . ميخواست علمش را در اختيار اصحاب بگذارد ؛ ميخواست صبرش را ، قدرتش را ، ايمان و يقينش را ..... ميخواست شمشيرها را تقسيم كند ؛ ميخواست مسئوليتها را تفويض كند . اگر قيام ميكرد .... با اين وضع اگر قيام ميكرد اول ، راهش را ميگرفتند ، بعد آب را به رويش ميبستند . و از ساعتي ديگر جنگ آغاز ميشد . اما چه جنگي ؟! با همان نسبت 72 به سي هزار نفر ؟ يا كمتر ؟ يكي يكي اصحاب كشته ميشدند ، لحظه آخر امام (عج) خود را بالاي سرشان ميرسانيد و لبخند رضايتي بدرقه سعادت اخروي و ابديشان ميكرد . اما آيا بستري كه تكامل بشريت را تا مقام خليفه اللهي _همان كه به خاطرش خلق شده _ برساند آماده ميشد ؟
دم دم هاي صبح جمعه است . مردم غالبا خوابند . چون امروز جمعه است و همه جمعه ها را بالاخص صبح جمعه را زمان استراحت ميدانند !!! همه براي خوابيدن و خواب ماندن توجيه كامل چه از نظر عقل ، چه از نظر شرع و چه از نظر عرف دارند . پس ميخوابند . يكي هم دست ديگري را گرفته و و كوه هاي اطراف تهران را آباد ميكند . در مهديه هم جمعي ندبه ميخوانند اما نميدانم چرا هر هفته ميخوانند و هفته بعد هم دوباره فقط بايد بخوانند .
******
انگار ظهر شده است . اگر امام (عج) قيام ميكرد الان همه اصحاب را شهيد كرده بود و خود امام ( عج ) هم هزاران زخم بر پيكر داشت كه افتاده بود . كسي روي سينه اش نشسته بود با خنجري برهنه در دست . حق به جانب ميگويد : خب اگر " هل من ناصر معين " اش را شنيده بوديم شايد كمكش ميكرديم !
چندي پيش كسي صادقانه ميگفت : اگر ما هم عصر با واقعه كربلا بوديم اگر چه شايد جزء سپاهيان عمر سعد قرار نميگرفتيم اما از سپاهيان امام حسين "ع" هم نبوديم ها !!!
پرسيدم يعني چي ؟ چطور؟ گفت : ميگويند ظهر عاشورا در فاصله چند فرسخي از كربلا يعني دقيقا زماني كه بزرگترين واقعه تاريخ در حال وقوع است در روستايي مردم مشغول دوشيدن شير بزارن و رسيدگي به امور جاري زندگي شان بودند .با اينكه از قضيه كربلا هم بي خبر نبودند . خب ما هم با اين وضع تعلق و وابستگي ها جزء همان مجموعه منفعل بودمي ديگه . مگه نه ؟؟؟ ديدم بيراه هم نميگويد .....
انگار ظهر شده است . ديگر همه از كوه برگشته اند . ساحل خزر آرام آرام خلوت ميشود . بعضي هم بالاخره چشمشان را باز ميكنند و ميبينند كه ساعت ، لنگ ظهر را نشان ميدهد . بعضي فكر اين هستند كه از شنبه سري جديد سيم كارتها واگذار ميشود و بعضي فكر امتحاني كه شنبه قرار است استاد بگيرد . و هيچ كس فكر امتحاني كه امروز داشته نيست............
******
ديگر عصر جمعه است . حتي آنهايي كه همين الان در اوج خوشي هستند آرام آرام دلتنگي عصر جمعه را حس ميكنند . تقريبا همه از بچگي تا الان بارها از بزرگترها پرسيده اند كه چرا عصر جمعه اينقدر دلگير است ؟...وهيچ كس تاكنون جواب درست و حسابي براي اين پرسش نشنيده است.
كسي نگفت اولين جمعه اي كه اين دلتنگي را حس كردي اولين هفته اي بود كه كاري از دستت براي ظهور امام "عج" بر مي آمد و نكردي . و از آنروز هر جمعه دلت ميگيرد . انگار هر هفته ميتواني براي تعجيل در ظهور كاري كني و نميكني .
با اين وضع عدم آمادگي من و تو و جامعه ، در صورت قيام امام "عج" سرنوشت منتقم خون حسين "ع" نيز چيزي غير از سرنوشت حسين "ع" نخواهد بود.
هر جمعه بدون ظهور ، عاشوراي مهدي "عج" است و تو براي اينكه علت دلتنگي ات را بيابي عصر روزهاي جمعه چشمت را باز كن و ببين . ببين در همان لحظات دلگير سر امام زمانت را بر سي ني ميبيني؟؟؟
نشريه طلوع
نوشته شده توسط در پنجشنبه بیست و نهم مرداد 1388 ساعت 15:41 موضوع | لینک ثابت

ابوحمزه ثمالى از عبدالرّحمن بن جلدب روایت كرد كه كمیل بن زیاد نَخَعى گفت:
على بن ابیطالب(علیهالسلام) دست مرا گرفت و به ناحیه جبّان برد. چون به صحرا رسید، نَفَسِ بلندى كشید و فرمود:
یا كُمِیلُ، اِنَّ هذِهِ القُلُوبَ اوْعِیَةٌ فَخَیْرُها اوعاها یا كُمیلُ اِحْفِظ عَنّى ما اقُولُ:
النّاسُ ثِلاثِةٌ، عالِمٌْ رَبّانى، و مُتَعَلِّمٌ عَلَى سَبیلِ نَجاةٍ، وَ هَمَجٌ رَعاعٌ، لِكُلِّ ناعِقٍ اتْباعٌ یَمیلُونَ مَعَ كُلِّ رِیحٍ، لَمْ یَسْتَضیئُوا بِنُورِ العِلْمِ، وَ لَمَ یَلْجَوؤا اِلى رُكْنٍ وَثیقٍ.(1)
«اى كمیل: این دلها مانند ظرفهاست و بهترین آنها نگهدارندهترین آنهاست. اى كمیل، حفظ كن آنچه را كه مىگویم: مردم سه دسته اند:
عالم ربّانى، آموزندهاى كه بر راه نجات و رهایى است، و مگسان كوچك و ناتوان كه از هر آواز كنندهاى پیروى مىنمایند و با هر بادى مىروند. از نور دانش روشنایى نگرفتهاند و به پایهاى استوار پناه نبردهاند.»
یا كُمِیْلُ: اَلْعِلْمُ خَیْرُ الْمالِ.
اَلْعِلْمُ یَحْرِسُكَ، وَ اَنْتَ تَحْرُسُ الْمالَ وَ الْمالُ تَنْقُصُهُ النَّفَةُ، وَ الْعِلْمِ یَزْكُوا عَلَى الاْنْفاقِ.
یا كُمِیْلُ: مَعْرِفَةُ العِلْمِ دَیْنٌ یَدانُ بِهِ یَكْسِبُهُ الطّاعَةَ فِى حَیاتِهِ وَ جَمیلَ الاْحدُوثَةِ بَعْدَ وَفاتِهِ وَ مَنْفَعَةُ الْمالِ تَزُولُ بِزَوالِهِ. وَالْعِلْمُ حاكِمٌ وَالْمالُ مَحْكُومٌ عَلَیْهِ.
یا كُمِیْل: ماتَ خُزّانُ الْمالِ، وَ الْعُلَماءُ باقُونَ ما بَقِىَ الدَّهْرُ. اعْیانُهُمْ مَفْقُودَةٌ وَ اَمْثالُهُم فى الْقُلُوبِ مَوْجُودَةٌ.
«اى كمیل، دانش بهتر از مال است. علم تو را حراست مىكند و تو مال را نگهبانى . مال از انفاق نقصان مىپذیرد و دانش با انفاق افزون مىگردد. آشنایى با دانش دینى است كه بدان در روز قیامت پاداش داده مىشود و این امر براى انسان اطاعت در زندگى و یاد نیكو را پس از مرگش به دست مىآورد.
منفعت مال با زوالش از میان مىرود. علم فرمانرواست و مغلوب .
اى كمیل، اندوزندگان دارایى از میان مىروند و حال آن كه دانشمندان باقى هستند تا زمانى كه روزگار پا برجاست. وجودهاى دانشمندان گم شده و صورتهاى آنها در دلها موجود است.»
ثُمَّ قالَ: ها اِنَّ هیهُنا عِلْما وَ اشارَ اِلى صَدْرِهِ لَوْ اصَبْتُ لَهُ حَمَلَةً بَلَى اصَبْتُ لَقِنا غَیْرَ مَامُونٍ یَسْتَعْمِلُ آلَةَ الدِّینِ فى طَلَبِ الدُّنْیا وَ یَسْتَظْهِرُ بِحُجَجِ اللهِ عَلى اَوْلِیائِهِ وَ بِنِعَمِ اللهِ عَلَى مَعاصِیهِ، اوْ مُنْقادالِحَمَلَةِ الْعِلْمِ، لا بَصیرَةَ لَهُ فى انْحائِهِ .
یَنْقَدِحُ الشَّكُّ فى قَلْبِهِ بَاوَّلِ نْاعِقٍ مِنْ شُبْهَةٍ. اِلاّ لا ذا وَ لا ذاكَ. فَمَنْ هُوَ مَنْهُومٌ بِاللذَّاتِ، سَلِسُ الْقِیادِ اِلى الشَّهَواتِ وَ مُغْرَمٌ بِالْجَمْعِ وَ الادِّخارِ وَ لَیْسَ مِنْ دُعاةِ الدّینِ اقْرَبُ شَبَها بِهِ الانْعامُ یَمُوتُ الْعِلْمُ بِمُوتِ حامِلِیهِ.
آنگاه فرمود:
«هان: اینجا علم فراوانى است "با دست خویش به سینهاش اشاره فرمود" اگر براى آن، حاملان و آموزندگانى مىیافتم .
بلى مىیابم تیزهوش و زیركى را كه ابزار دین را براى كسب دنیا به كار مىبندد و با حجّتها و براهین خداوند بر دوستانش برترى مىجوید و با نعمتهاى پروردگار بر گناهان خود مىافزاید، و یا مىیابم فرمانبردارى را كه از اصحاب و حاملان دانش فرمان مىبرد ولى در پهلوانش بصیرتى به علم ندارد، با نخستین كسى كه به ندا در مىدهد شك و تردید در دل او زبانه مىكشد.
پس نه اهل امانت است و نه آن. یا كسى است كه آزمند لذتها و فرمانبردار شهوات است و یا كسى است كه به مال اندوزى شیفته مىباشد و از دعوت كنندگان به دین نیست و شبیهترین چیز به چهار پایان است، آرى دانش این چنین با مرگ صاحبانش از میان مىرود.»
ثُمَ قالَ: اللَّهُمَّ لا تَخْلُو الاَْرْضَ مِنْ قائِمِ بِحُجَّةٍ إمّا ظاهِرا مَشْهُورا وَ اِمّا خائِفًا مَغْمُورا، لِئَلاّ تَبْطُلَ حُجَجُ اللهُ وَ میثاقُهُ، كَمْ وَ ایْنَ؟ اولئِكَ الاَْقلُّونَ عَدَدا، وَ الاعْظَمُونَ قَدَرا، بِهِمْ یَحْفَظُ اللهُ حُجَجَهُ حَتّى یُودِعُها فى اَشْباهِهِم، هَجَمَ بِهِمُ الْعِلْمُ عَلَى حَقائِقِ الاُْمُورِ.
فَباشِرُوا رُوحَ الْیَقینِ، وَاسْتَلانُوا ما آسْتَوْعَرَ الْمُتْرَفُونَ و انِسُوا بِما اسْتَوْحَشَ مِنْهُ الْجاهِلُونَ، صَحِبُوا الدُّنْیا بِابْدانٍ ارْواحُها مُعَلَّقَةٌ بِالَْمحَلِّ الاَْعْلى، یا كُمِیْل، اولئِكَ خُلَفاءُ اللهِ فى ارْضِهِ، وَ الدُّعاةِ اِلى بدینِهِ، آه، آه، شَوْقا اِلَیْهِمْ وَ اِلى رُؤْیَتِهِمْ، وَاسْتَغْفِرُوا اللهَ لَناوِلَهُمْ .
آنگاه فرمود:
«پروردگارا، زمین تهى نمىماند از كسى كه حجّت و دین خدا را برپا دارد و آن كس یا آشكار و مشهور است و یا ترسان "بر اثر تبهكارى" و پنهان است .
تا این كه حجّتها و پیمان خداوند باطل نگردد. اینان چقدرند و كجایند.
آنان از لحاظ شماره اندكند و از جهت قدر و منزلت با عظمتند. پروردگار با آنها حجّتهاى خویش را حفظ مىكند تا این كه آنها این حجّتها را در مانندهاى خود بسپارد.
دانش و بصیرت با هم براى حقایق امور به آنها روى آورده. پس آنها روح الیقین را لمس كردهاند و آنچه را كه ناز پروردگار به نعمت دشوار مىدانند آسان شمردهاند و به آنچه كه از آن نادانها وحشت كردهاند، خوى گرفتهاند و با بدنهایى كه روحهاى آنها به جاى بسیار بلند آویخته است در دنیا زندگى مىكنند.
اى كمیل، اینان جانشینان پروردگار در روى زمین هستند و دعوت كنندگان به دین او مىباشند. آه، آه، بسیار اشتیاق به آنها و به دیدار آنها دارم.»
موسسه اطلاع رسانی تبیان
نوشته شده توسط در دوشنبه پانزدهم تیر 1388 ساعت 12:44 موضوع | لینک ثابت
عبد الواجب به نقل از مردی می گوید:به معاذبن جبل
گفتم:یکی از احادیثی که از رسول خدا شنیدی بازگو کن تا
درست حفظ نموده و هر روز متذکر می شوی.او پذیرفت
سپس گفت:پدر و مادرم به فدایش در حالی که من پشت سر
او به مرکب سوار بودم و با هم راه می پیمودیم چسم به
سوی آسمان بلند کرد و فرمود:"سپاس خاوندی را که
هرچه را دوست بدارد در مورد آفریدگانش به طور حتم
مقدم و جاری می سازد."
آنگاه فرمود:ای معاذ.عرض کردم لبیک یا رسول ای
پیشوای خیر و پیامبر رحمت.فرمود:"آیا حدیثی برای تو
بگویم که هیچ پیامبری به امت خویش نفرموده و اگر آن را
حفظ کنی در زندگی برای تو سودمند خواهد بود و اگر
بشنوی و حفظ نکنی حجت خداوند بر تو تمام می شود.
سپس فرمود: به راستی که خداوندپیش از آفریدن آسمان ها 7
فرشته آفرید ودر هر
آسمان فرشته ای قرار داد آن آسمان
را با عظمت خود فراگرفت و بر در هر کدام فرشته ای را
به عنوان دربان قرار داد.
فرشتگانی که نگهبان عمل بنده اند از صبح تا شب عمل او
را می نویسند آنگاه در حالی که مانند آفتاب می درخشد آن
را بالا می برند تا به آسمان زیرین برسند در حالی که آن
عمل در نظر آنان بسیار پاکیزه است ولی فرشته ای که
نگهبان آسمان زیرین است می گوید،بایستید این عمل را
برده و به صورت صاحبش بزنید من فرشته ی غیبت هستم
هرکس غیبت کند نمی گذارم عملش از من به سوی دیگری
بگذرد چرا که پروردگارم به من چنین دستور داده.
فردای آن روز فرشته نگهبان بر عمل بنده همراه با عمل صالح
می آید و از فرشته دربان زیرین می گذرد ودر حالی که آن
عمل در نظرش پاکیزه است به آسمان دوم میرسد اما دربان
آسمان دوم به او می گوید بایست که نیت صاحب این
عمل،متاع اندک و بی ارزش دنیا بود و من فرشته ی دنیا
هستم و نمی گذارم این عمل از من به سوی دیگری
بگذرد.بار دیگر عمل بنده را در حالی که به صدقه و نماز
آن شادمان است به بالا می برد وفرشتگان نگهبان نیز از
آن عمل خوششون می آید و آن را به سوی آسمان سوم
عبور می دهند اما فرشته دربان آسمان سوم می گوید
بایست واین عمل را به روی وپشت صاحبش بزنمن فرشته
ی متکبرین هستم صاحب این عمل بواسطه آن در مجالس
مردم بر آنها تکبر می نمود پروردگارم به من ذستور داده
که نگذارم عملش از من به سوی دیگری بگذرد.بار دیگر
فرشتگان عمل بنده را در حالی که مانند ستاره در آسمان
می درخشد و آهنگ و صدای تسبیح و حج و روزه از آن
بلند است بالا برده وبه سوی آسمان چهارم عبور می دهند
ولی فرشته دربان آسمان چهارم می گوید بایستید و این
عمل را به روی وشکم صاحبش بزنید.من فرشته ی عجب
هستم و او به خود بالید واین عمل را با حالت عجب انجام
داده پروردگارم به من دستور داده که نگذارم عملش از من
بگذرد.
دیگر بار ملائکه نگهبان عمل او را مانند عروسی که
بسوی شوهرش برده می شود بالا می برند در حالی که
همراه با جهاد و نافله بین دو نماز است و به همین خاطر
صدای بلندی بسان شتر ودرخششی همانند نور افشانی
خورشید دارد...و بسوی فرشته ی دربان آسمان پنجممی
گذرانند تا اینکه آن فرشته می گوید:بایستید.من فرشت هی
حسادت هستم پس آن عمل را به روی صاحبش بزنید زیرا
ائ نسبت به که دانش آموخته اند وبه طاعت خدا عمل می
نمودند رشک می ورزیدند وبر او خرده گرفته ونکوهش
می کرد پس وی عمل خویش را بر دوش می گیرد و
عملش او را لعنت می کند.
دیگر بار فرشتگان نگهبان بالا رفته و عمل بنده را که
نمازو روزه و حجوعمره است بالا می برند تا اینکه فرشته
ی دربان ششم می گوید:بایستید من فرشته ی مهربانی
ودلسوزی هستم این عمل را به صورت صاحبش بزنید و
چشمانش را کور کنید زیرا صاحب آن به هیچ کس
مهربانی ودلسوزی نمی نمود.هرگاه بنده ای ار بندگان خدا
گناهی در رابطه با آخرت می نمود ویا ضرری در دنیا به
او می رسید نسبت به او شماتت می کرد.پروردگار به من
دستور داده که نگذارم عمل او از من به سوی دیگری
بگذرد.
دیگر بار فرشتگان نگهبان عمل بنده را بالا می
برند،اعمالی همراه با فقه و ژرف فهمی و کوششدر عبادت
وپرهیزگاری که بسان رعد و آذرخش صدا می
کندوپرتویی مانند برق دارد و سه هزار فرشته همراه آن
هستند تا اینکه به آسمان هتم می رسند.دربان آسمان هفتم
می گوید:بایستید و این عمل را به روی صاحب آن بزنید من
فرشته ی حجاب هستم و از عبور هر عملی که برای خدا
نباشد جلوگیری میکنم زیرا صاحب این عمل خواهان
رفعت وبلندپایگی در پیشگاه فرمانروایان و ذکر خیر در
مجالس و شهرت وپیچش صدا در بلاد بود پروردگارم
دستور داده نگذارم عملی از سوی من به دیگری بگذرد
مگر اینکه خالص باشد.
بلاخره ملائکه نگهبان با سرور و شادمانی عمل بنده را که
در بر دارنده ی خلق وخوی نیکو و سکوت و یاد فراوان
خداست وهمه ی فرشتگان آسمان ها و ملائکه ی هفتگانه
همگی در پی آن روانند بالا می برند وتمام حجاب ها را
زیر پا می گذارند تا اینکه در پیشگاه خداوند ایستاده وبه
عمل صالح ودعای او گواهی می دهند
ولی خداوند می فرمایند:هرچند شما نگهبان عمل بنده ی من
هستید ولی من نیز مراقب اموری که در نفس او می گذرد
نیز هستم
مقصود وی از انجام این عمل من نبودم لعنت من بر او باد!
آنگاه ملائکه می گویند:لعنت تو و ما بر او باد!!!
راوی می گوید:آنگاه معاذ گریست و گفت:عرض کردم ای
رسول خدا(ص)چه عملی انجام دهم؟فرمود:ای معاذ در
یقین و باور پیامبرت اقتدا نما.عرض کردم شما پیامبر مایید
و من معاذبن جبل.فرمود:ای معاذ اگر در عملت تقصیر و
کوتاهی هست پسزبانت را از بدگویی برادران دینی
وحاملان قران نگاه دار وگناهانت بر گردن خودت باشد و
آن را بر گردن برادرانت منه وخویشتن را با نکوهش
برادرانت، ستایش مکن وبا پایین آوردن برادرانت خود را
بالا مبر و عمل خویش را با قصد ریا انجام مده واز در
دنیا در آخرت داخل مشو و در مجلس خود فحش و ناسزا
نگوتا مبادا همنشینا نت بواسطه ی بد خویی تو دوری کنند.
ودر حضور هیچ کس با دیگری سخن در گوشی مگوی
ونسبت به مردم اظهار بزرگی مکن تا مبادا خیرات دنیا از
تو قطع شود ومردم را پاره پاره مکن تا مبادا سگ های
جهنم تو را پاره پاره کنند که خداوند می
فرمایند:والناشطات نشطا.
آیا می دانی نشطات چیست؟ آنها سگهایی هستند که گوشت
واستخوان اهل جهنم را تکه وپاره می کنند.
عرض کردم چه کسی تاب وطاقت این امور را دارد؟
فرمود:ای معاذ،آ"اه باش که انجام این امور برای هرکس
که خداوند برای او آسان کند راحت و آسان خواهد بود.
نوشته شده توسط در جمعه دوازدهم تیر 1388 ساعت 1:13 موضوع | لینک ثابت
درست در نخستین روزهای ریاست جمهوری آقای احمدی نژاد ، پلمپ تأسیسات هسته ای ایران برداشته شد و دانشمندان خانه نشین شده ایرانی ، بار دیگر بر سر کار بازگشتند تا در یک دوره چهار ساله ، چرخه سوخت هسته ای را تکمیل کنند و فرایند اتمی شدن ایران را به نقطه بازگشت ناپذیر برسانند.
موضوع ، البته فقط فناوری هسته ای نبود بلکه فراتر از آن ، حیثیت ملتی بزرگ بود که لگدمال خودخواهی غربی ها و خود کم بینی برخی داخلی ها شده بود ، حیثیتی که اکنون با اقتدار ، اعاده شده و دندان طمع بیگانگان را کشیده است.
هرجامی نشینند می گویند وتیتر هم زده میشودکه"300میلیارد درآمدنفتی در این دوره چه شده است؟"
اولا 300میلیارد نه بلکه 208میلیارد,ثانیا در مملکتی که سازمان حسابرسی هست,سازمان بازرسی هست,دیوان محاسبات هست وآنها هم هیچ گونه ایرادی نگرفته اند این چه شبهه ایست که وارد میکنند؟یعنی کل درآمد نفتی که ما این4سال گرفته ایم یک ریال آن هم معلوم نیست در چه راهی صرف کرده ایم؟مگر همین سازمان ها نبودند که ایراد یک میلیارد دلاری را به حق مطرح کردند که البته آن ایراد هم حل شد؟پس بودجه طرح های سفرهای استانی و...از کجاست؟
می گویند در دولت قبل ، این همه قطعنامه علیه ایران صادر نشد ولی سیاست خارجی دولت نهم به گونه ای بود که شورای امنیت علیه مان قطعنامه داد.
راست می گویند، در دولت قبل ، آمریکا و متحدانش علیه ایران قطعنامه ندادند زیرا بدون آن که قطعنامه ای در کار باشد ، دولت ما همان کاری را انجام می دادکه آنها می خواستند! و مگر چهار تا سانتریفیوژ خاموش و مجتمع قفل خورده هسته ای ، اساساً نیازی هم به قطعنامه غربی ها داشت؟!
احمدی نژاد ، یک کار بزرگ دیگر هم انجام داد و آن ، احیای ادبیات انقلاب اسلامی بود ، ادبیاتی که در گذر سال های سیاست زده پیشین ، اندک اندک به خاطره تبدیل می شد و داشت از یاد مردم می رفت که ساده زیستی ، نوکری مسوولان در برابر مردم ، عدالت جویی و دهها آرمان دیگر ، اهدافی بود که برای تحقق شان انقلاب کرده و برای حفظ شان صدها هزار از بهترین جوانان شان را داده اند.
اما "مردی از جنس مردم" که آمد ، قدرت رسمی ، نه جایگاهی برای سلطه گری ، که بار دیگر ،فرصتی برای خدمت شد و رایحه این خدمتگزاری ، از پایتخت نیز گذر کرد و تا دورترین روستاهای آذربایجان و سواحل خلیج فارس و دریای عمان و خوزستان و خراسان و لرستان و ... رسید.
سفرهای استانی ، ابتکار بزرگی بود که دولت نهم بدان پرداخت و بررسی و حل میدانی مشکلات مردم را عملیاتی کرد.
مخالفانی که این سفرها را "تبلیغی" می نامند ، البته هرگز به دستاورهای آن اشاره ای نمی کنند و نمی گویند که در این سفرها ، بسیاری از مشکلات منطقه ای که سال ها لاینحل مانده بود ، با حضور دولتمردان در محل مشکل ، حل و گره از کار خلق گشوده شد.
دولت احمدی نژاد ، دولت کارهای بزرگ است. طرح تحول اقتصادی که به اذعان همه اقتصاددانان بی طرف ، جراحی گریز ناپذیر اقتصاد ملی است در این دولت طراحی شد و جالب اینجاست کسانی در مقابل آن قد علم کرده اند که سالیان دراز ، خود از بی هدف بودن یارانه ها ناله ها سر می دادند ولی خود هرگز جرأت هدفمند کردن نداشته اند و اینک که دولت چنین جسارتی را به خرج داده ، همه شعارهایشان را فراموش کرده و به سنگ اندازی روی آورده اند چرا که از دیدگاه آنان هر کاری از دولت نهم سر بزند،فارغ از ارزش گذاری کارشناسی ، محکوم است و مذموم !
در دولت نهم ، هر چند بنزین سهمیه بندی شد اما کار بزرگ دیگری نیز استارت خورد و آن حرکت به سمت خودکفایی در تولید بنزین است به گونه ای که تا دو - سه سال آینده ، ایران ، نه تنها بنزین وارد نمی کند ، بلکه به جمع صادر کنندگان بنزین نیز می پیوندد.
به راستی اگر دولت های گذشته ، آینده نگرانه ، به موضوع بنزین می نگریستند و زیرساختهای تولید را فراهم می کردند ، آیا کار به جایی می رسید که امروز ناگزیر از سهمیه بندی شویم؟!
یا به ماجرای پردامنه "سیمان" بنگرید که برای سالیان دراز ، معضل مزمن اقتصاد ملی بود و نوسان قیمت و کمبود و بازار سیاه ، پای ثابت همه قصه های سیمان در این کشور بود ولی اینک ، نه تنها خودکفایی حاصل شده ، بلکه صادرات سیمان نیز از منابع درآمد زایی ملی است و مهم تر از همه این که این محصول استراتژیک ، با قیمت مناسب و به وفور در دسترس مصرف کننده داخلی است.
اگر بخواهم فهرست کارهای مثبت دولت نهم را بیاورم ، حتماً کتابی قطور و چند جلدی خواهد شد از جمله این که میزان خصوصی سازی در دولت نهم 18 برابر سالهای 70 تا 82 بوده است.
تعداد هواپیماهای مسافری که در این دولت وارد ناوگان هوایی کشور شد ، 3 برابر دولت گذشته است.
تعداد پایگاه های اورژانس جاده ای 5 برابر شد.
داستان معوقات اموزش و پرورش که بیش از 15 سال ، نظام آموزشی را می آزرد ، به پایان رسید.
هزاران پروژه ناتمام که پیشتر به فراموشی سپرده شده بودند ، در مدتی کمتر از 4 سال تکمیل شدند و این در حالی است که برخی از این پروژه ها ، بیش از 20 سال بود که متروکه رها شده بودند.
مسکن مهر ، امید را برای خانه دار شدن میلیون ها نفر زنده کرد.
تسهیلات ازدواج ، که قبلاً مبلغی ناچیز بود و ماه ها وقت زوج ها را مصروف خود می کرد ، به رقم آبرومندی رسید که ظرف چند روز پرداخت می شود.
در دولت نهم برای توسعه فازهای جدید پارس جنوبی - که آینده اقتصاد ایران بدان مرتبط است 12 میلیارد دلارسرمایه گذاری مستقیم شد( قابل توجه کسانی که می گویند پول نفت در کجا خرج شد؟!)
ساخت فضای ورزشی به 20 برابر کل دولت های بعد از انقلاب رسید و حتی بسیاری از روستاها نیز به سالن های ورزشی مجهز شدند .ضریب نفوذ اینترنت دو برابر شد ، بیش از کل تاریخ مخابرات ایران ، تلفن ثابت و همراه واگذار گردید.
ارزش کل صادرات غیر نفتی در چهار دولت قبلی ، 53 میلیارد دلار بود ولی دولت نهم به تنهایی موفق شد این رقم را به 57 میلیارد دلار افزایش دهد.
در دوران هشت ساله اصلاحات، مجموعاً 42 هزار پروژه به انجام رسید ولی در چهار سال دولت نهم ، رکورد 98 هزار و 400 پروژه به ثبت رسید که در کل تاریخ کشور بی سابقه است.
در 4 سال فعالیت دولت هشتم 160 هزار میلیارد تومان برای سرمایهگذاری جهت تاسیس واحدهای جدید صنعتی اختصاص یافته بود ، در حالی که این میزان در دولت نهم 500 هزار میلیارد تومان بوده است .
و ... .
من ، به عنوان یک ایرانی، منصفانه نمی دانم که این همه کار را در کنار نقدهای موجود بر دولت نهم نبینم ، خود را به ندیدن بزنم و تجاهل کنم هر چند که سیاست بازان حرفه ای و دور ماندگان از قدرت، بخواهند واقعیت ها را قلب کنند و همچنان به ما دروغ بگویند و بر طبل سیاه نمایی بکوبند.
از این رو ، در قضاوت نهایی ام ، احمدی نژاد را به عنوان یک رئیس جمهور عملگرا و مردمی ، بار دیگر انتخاب خواهم کرد به امید آن که تجربیاتش در دور اول ریاست جمهوری ، کارآمدی مضاعف او را در مدیریت کلان کشور در چهار سال دوم ، به دنبال داشته باشد.
نوشته شده توسط در دوشنبه یازدهم خرداد 1388 ساعت 10:34 موضوع | لینک ثابت
نوشته شده توسط در دوشنبه یازدهم خرداد 1388 ساعت 10:30 موضوع | لینک ثابت
احمدینژاد در پاسخ به سوالی در خصوص ورود پرتغالهای اسرائیلی به کشور گفت: حضور ما در ژنو آثارش برای دنیا مشخص شد در حالی که صهیونیستها و بدخواهان ملت ایران در انزوا و شرمندگی قرار داشتند. عدهای در ایران این بازی را راه انداختند و آن را منتسب به دولت کردند. آنقدر افتضاح بود که صهیونیستها هم تکذیب کردند برچسبی را در ایران چاپ کردند و خود آنها نیز خبرش را پخش کردند و یک بازی بچگانه و ابتدایی راه انداختند و برخی نیز از آن استفاده انتخاباتی کردند که ما برای آنها متاسفیم.
وی در پاسخ به سوال دیگری نیز تصریح کرد:ما در مجلس هفتم لایحهای را تقدیم کردیم و در آنجا درخواست کردیم هیاتی به اموال تمام مدیران در ردههای گوناگون رسیدگی کند واگر افزایش از طریق ناصحیح بوده اعلام کند ولی در جنجالهای تبلیغاتی علیه دولت این لایحه کنار گذاشته شد و به فضل الهی بار دیگر این لایحه را ارائه خواهیم داد تا یک بار برای همیشه ساحت مدیران کشور از اتهاماتی که به واسطه یک گروه اقلیت به آنها نسبت داده میشود، پاک شود.
احمدینژاد در پاسخ به سوالی در مورد بهرهگیری از توان ایرانیان خارج از کشور نیز گفت:یکی از برنامههای دولت توسعه ارتباطات با ایرانیان خارج از کشور است که شورای ارتباطات نیز تشکیل شده است.هماهنگیهای خوبی انجام شده و برای استفاده از پتانسیل آنها برنامههایی را در دست داریم.
رئیسجمهور در پاسخ به سوالی در مورد مساله فرهنگ و عملکرد دولت در این ارتباط گفت: فرهنگ باید وجه غالب فعالیتهای دولت باشد. آنچه ملت را حفظ میکند، فرهنگ است البته همه ابعاد کار فرهنگی در اختیار دولت نیست ولی بر اساس اختیارات دولت برنامه جامعی را تدوین کرده است.
احمدینژاد در پاسخ به سوالی در مورد موانعی که بر سر راه دولت نهم بوده است، گفت: قبل از انتخابات در این باره با مردم سخن خواهم گفت. ما وارد بسیاری از دامها نشدیم اما فشارهای سنگینی را تحمل کردیم و فشاری که در داخل بعضیها بر ما برای به سازش کشاندن دولت وارد آوردند کمتر از فشار بیرون نبود.
وی در پاسخ به سوال دیگری در مورد اینکه نشست امروز ممکن است شائبه تبلیغاتی بودن آن را تقویت کند، گفت: درست است که من نامزد انتخاباتم ولی تا 12 خرداد رئیسجمهور هستم هر چند که خود را رئیسجمهور نمیدانم بلکه خادم ملت میدانم و فعالیتهای دولت هم جاری است.
وی تاکید کرد: تمام کاندیداها از این شرایط استفاده میکنند و یک ریال از جیب خود خرج نمیکنند و تمام امکانات آنها متعلق به دولت است.
وی همچنین گفت: اگر رئیسجمهور نشدم همچنان یک معلم هستم و به آن افتخار میکنم.
رئیسجمهور در پاسخ به سوالی مبنی بر اینکه نوع نگاه و برخورد حامیان شما برای تبلیغات انتخاباتی خاص است و سکوت رسانهای یا برخورد انتخاباتی فعال مشخص نیست،اظهار داشت: چیزی را عمل میکنم که قبلاَ اعلام کردم. نمیتوان شش ماه قبل و بعد از انتخابات امور مردم را معوق کرد. ما هر سال یک انتخابات در پیش داریم اگر قرار باشد امور کشور تحت تاثیر کار انتخاباتی قرار گیرد ثروت و منابع ملی هدر میرود. زمان بهترین ثروت ملی است که دیگر برنمیگردد.
وی افزود: فضای تبلیغات باید فضای برادری و منطق برای اداره کشور باشد. من رقابت برای قدرت را از اساس قبول ندارم کسی که برای قدرت میرود از اول شکست خورده است ولو اینکه رای بیاورد.
احمدینژاد با اشاره به اینکه در پیش گرفتن این روشها معتلق به کشورهای غربی و دنیای قدرت است، یادآور شد: در دموکراسی لیبرال دو عنصر قطعاَ نابود میشود عنصر اول مردم است آنها جوری مناسبات را تقسیم میکنند که مردم کارهای نیستند.
وی دومین عنصر را اندیشه لیبرالیسم دانست و عنوان کرد: این عنصر نیز در عرصه انتخابات ضایع میشود. اخلاق و ارزشهای اخلاقی زمانی که قدرت باشد با دروغ و فریب و دغلکاری به کنار گذاشته میشود. میبینید در دنیا چه میکنند برای اینکه رای بیاورند از دزدها، آدم کشها و همجنسبازها و کثیفترین آدمها برای اینکه اندکی رایشان بالا بیاید دفاع میکنند.
وی ادامه داد:در کشور ما هدف رای نیست. هدف خدمت است. نمیتوان با بیصداقتی،دروغگویی و ایجاد فضای درگیری و تنش خدمت کرد.
احمدینژاد تاکید کرد:باید صحنه انتخابات منطقی و به دور از تعرض باشد.
رئیسجمهور با بیان اینکه در دور قبلی تبلیغات انتخاباتی به هیچ فردی تعرض نکردم، گفت: در آن دوره فقط حرفهای خودم را زدم. این دوره هم حرفهای خودم را میگویم نباید فضایی را ایجاد کرد که در شان مردم نیست.
وی با اشاره به هجمههای منفی که علیه دولت صورت میگیرد، اظهار داشت: بعضیها جوری حرف میزنند که گویی یک کار خوب در این دوره اتفاق نیفتاده است.تمام تلاشمان این بوده که به این عرصهها وارد نشویم. اما در فضایی که برای مناظرهها ایجاد شده به آنها پاسخ میدهم.
وی با ذکر مثالی در این رابطه خاطر نشان کرد: یکی از منتقدان مقالهای نوشته بود و عنوان کرده بود که مقایسه بین عملکردها صورت نگیرد. اینگونه نیست اتفاقاَ طرح راه سنجش عملکرد دولتها مقایسه گزارش دادن است.
وی همچنین در پاسخ به این سوال که چه نویدی برای بهبود تولید و اقتصاد در کشور دارید، گفت: ساز و کارهایی که طراحی کردیم قوی است باورمان این است که در بحران جهانی که شریان اقتصادی کشور و بانکهای ما مسدود شد یکی از بهترین مدیریتهای اقتصادی بعد از انقلاب انجام گرفت.
وی ادامه داد: ما طرح بزرگ تحول اقتصادی را اعلام کنیم که به واقع انقلاب اقتصادی است واصلاح الگوی مصرف نیز در آن دیده شده است. دولت سه سال بر روی این طرح کار کارشناسی انجام داده است.
احمدینژاد عنوان کرد: اولین لایحه طرح تحول اقتصادی بعد از لایحه هدفمندکردن یارانهها آماده شده و به زودی به مجلس ارائه میشود امیدواریم شتاب در رشد اقتصادی با تصویب این قوانین بیشتر شود.
احمدینژاد در پاسخ به سوال خبرنگاری درباره آنچه که اختلاس در دوران استانداری وی در اردبیل مطرح شده و موجب اختلاف نظر با شهید باکری شده است، گفت: اطلاعاتتان کامل نیست،شهید باکری در سال 62 شهید شد و من درسال 72 استاندار اردبیل بودم همان زمان روزنامه سلام اتهامی بر این مبنا وارد کرد و من شکایت کردم. از آقای خوئینیها خواستم مستنداتشان را به دادگاه ارائه کنند.
وی تصریح کرد: اما ایشان نتوانستند و در دادگاه محکوم شدند.
رئیسجمهور در پاسخ به سوال دیگری درباره رعایت نشدن حقوق بشر در مورد دانشجویان و زندانیان سیاسی اظهار داشت: من در این رابطه و بحثهایی درباره حقوق بشر، عنوانها را اینگونه انتخاب نمیکنم زیرا در کشورمان معیارهای خاص خودمان راداریم در نگاه ما انسان عزیز است و بالاترین کرامت متعلق به انسان است.
وی ادامه داد: باور ما این است که همه افراد از حقوق یکسان برخوردارند. البته در طول تبلیغات انتخاباتی نظرم را درباره دانشجویان و زنان اعلام میکنم.
احمدینژاد تاکید کرد: بعضیها اصرار دارند که از متخلفان دفاع کنند به نظر من بعضی از رسانهها در این رابطه دیکتاتوری راه انداختند آن سرش ناپیدا. به خودشان اجازه میدهند که هر توهینی را بکنند در حالی که این حق ملت ایران نیست.
وی با بیان اینکه بسیاری از حقوق ملت ایران توسط رسانهها نقض میشود، خاطر نشان کرد: شخصیت یک نفر به راحتی مورد هجوم قرار میگیرد اگر کسی استیفا کند جنجالی میشود. همین دعواهایی که بین زن و مرد میخواهند راه بیاندازند ما از اساس آن را قبول نداریم.
وی افزود: زن و مرد مکمل هم هستند. که موجب کمال جامعه میشوند. آن کسی عزیزتر است که مومنتر باشد.
وی با اشاره به اینکه 200 سال است بازی زن و مرد راه انداختهاند، گفت: به تلویزیون سوئیس گفتم شما فکر میکنید کار درستی کردهاید که دعوای بین زن و مرد را راه انداختهاید. این بهرهبرداری مدرن از زنان است در ایران زنان بسیار عزیزند. جایگاه زن بالا است. زن تجلی جمال و رافت الهی است. اجازه بدهید در این رابطه به زودی حرفهایم را بزنم.
رئیسجمهور در پاسخ به سوال دیگری درباره غیرقانونی بودن تشکیل سندیکاها و زندانیشدن روسای سندیکاهایی از جمله سندیکای کارگری گفت: نمیدانم منظور شما از سندیکا چیست. هر چه قانون داریم باید اجرا شود و هیچ کس نباید مانع اجرای قانون شود.
وی در پاسخ به سوال دیگری درباره تحلیل برخی از کاندیدای از وضعیت اضطراری کشور تصریح کرد: کسی که این ادعا را میکند باید دلیلش را ارائه کند. همانطور که بعضیها در چهار سال گذشته گفتند حمله نظامی میشود آیا حمله شد. بعضیها گفتند در پرونده هستهای ایستادگی کنیم کشور ساقط میشود. آیا چنین اتفاقی افتاد در حالی که همه دنیا میگویند کشور ما باثباتترین کشورهااست.
وی ادامه داد: بالاخره گفتند آنقدر بزرگ بگیرد تا باور شود اما نه آنقدر بزرگ. بحرانی در کار نیست بلکه مشکلاتی است اما اینها بحران نیست.
البته کسانی که این حرفها را میزنند امیدوارم به زودی دلایل قانعکنندهای مطرح کنند.
وی همچنین در ادامه این نشست مطبوعاتی در پاسخ به سوال خبرنگار دیگری درباره مافیای نفت و علت معرفی نشدن اسامی مفسدان این حوزه توسط قوه قضائیه گفت:توصیه میکنم ( قوه قضائیه) عینکش را عوض کند بخش مهمی از دستها را قطع کردیم مابقی راههای دستاندازی به این حوزه را نیز قطع خواهیم کرد.
وی ادامه داد: تا به امروز نخواستم بعضی از افراد را معرفی کنم اما با توجه به سیاست آینده و روزهای آخر تبلیغات برای اینکه ملت انتخاب کنند کسانی که درون سیستم علیه سیستم عمل کردند را اعلام میکنم.
احمدینژاد تصریح کرد: اجازه بدهید راجع به علت رفتارهای تخریبی در 15 روز آینده صحبت کنم. فکر میکنم اشتباه فاحش است که مردم را دست کم بگیریم.
وی با بیان اینکه بزرگترین اشتباه برخی از سیاستمداران این است که هوشمندی ملت را دست کم میگیرند، تصریح کرد: ملت ایران هوشمند و دریافت او دقیق است. در طول 30 سال گذشته همیشه جلوتر از سیاستمداران و دولت تشخیص داده و عمل کرده است. شما نگران نباشید اتفاقی نمیافتد.
رئیسجمهور در پاسخ به سوال دیگری در خصوص برنامههای دولت بعدی نیز گفت: راه همان راه قبلی است. روشن است که در گامهای بعدی تصمیمات برجستهتر و شفافتری با توجه به ظرفیت این کشور گرفته میشود. سرفراز باش میهن من.
رئیسجمهور در پاسخ به سوال دیگری مبنی بر اینکه تهدیدات نظامی در سیاست خارجی چقدر جدی است، گفت:حرفهای آنها را جدی نگیرید. خیلی لطف کردهاند که میخواهند دستهجمعی علیه ما برخورد کنند. یک ضربالمثل ایرانی میگوید فلانی دستش به چی نمیرسه.
وی ادامه داد: دیگر دوره اینکه کسی راه بیفتد و خود را کدخدای جهان بداند گذشته است. همه باید بیایند و در یک مناسبات عادلانه برای صلح در جهان عمل کنند.
احمدینژاد درباره آخرین اقدامات در خصوص اجرای سیاستهای کلی اصل 44 گفت: اصل 44 مهمترین تئوری اقتصادی نظام جمهوری اسلامی است که تبدیل به قانون شد. بر اساس این قانون دولت مکلف به تدوین 42 آئیننامه و تاسیس 15 نهاد جدید است.
وی افزود: دولت تقریباَ تمام این کارها را انجام داده اما رکن دیگر اجرای اصل 44 است.
احمدینژاد تاکید کرد: در این رابطه بیش از 10 برابر دولتهای گذشته کار انجام شده است. دولت آمادگی دارد بزرگترین و قویترین بنگاههای خود را واگذار کند. در طول این چهار سال جهتگیری منابع را عوض کردیم و سهم بخش غیردولتی که کمتر از یک سوم بود امروز افزایش یافته است.
احمدینژاد خاطر نشان کرد:دولت رکن مردمی بودن اقتصاد را آغاز کرده است.اگر ساختارها مستقر شود حرکتها سریعتر خواهد شد.
به گزارش خبرنگار ایلنا محمود احمدی نژاد در پاسخ به سوالی در خصوص اظهاراتی که حکایت از صرف 300 میلیارد دلار از درآمدهای نفتی در دولت نهم دارد، اظهار داشت: کسانی که این کارها را انجام میدهند آیا فکر کردهاند اگر چنین روشی در کشور نهادینه شود، چه اتفاقی میافتد. جالب است کسانی این مباحث را مطرح میکنند که در کشور مسوول بودهاند. سوالی که در این میان پیش میآید این است شما از کجا این گزارش را آوردید؟ اگر فکر میکنید نهادهای رسمی گزارش مخشوش میدهند پس شما زمانی که مسوول بودید آیا این کار را میکردید.
وی با بیان اینکه بالاخره عدهای اتهاماتی را میزنند، تصریح کرد: آقایانی که این تهمتها را میزنند آیا در صورت شکایت بخشهای مختلف به دلیل این اظهارات حاضرند جواب دهند. شما نگران نباشید من اسناد این فساد را ارایه خواهم داد و معلوم میشود چه اتفاقی افتاده است و مطرح کردن این مسایل را به حساب کم توجهی آنها میگذارم .
وی در عین حال تصریح کرد: البته ما به آنها حق میدهیم که باورشان نمیشود در یک دولتی دوبرابر آنها کار شده باشد. باورشان نمیشود که درچهار سال میتوان کارهایی به اندازه شانزده سال انجام داد. ولی بالاخره باید روشن شود؛ چرا که زمان انتخابات است و ملت میخواهند همه موجودیتشان را تحویل رئیسجمهور آینده دهند.
احمدینژاد در پاسخ به سوال دیگری در این مورد که آیا در دولت آینده به زنان نیز مسوولیت خواهید داد یا خیر؟ گفت: ما سعی کردیم هر که شایستهتر باشد در مسوولیتها به کار گیریم. نگاه ما به زنان نگاه فرهنگی و انسانی است و معتقدیم زن هدیه خدا به آفرینش است و دل زن به عرش خدا نزدیکتر است چرا که کانون محبت است و امروز در بالاترین زمینههای پژوهش وفناوری بخش قابل توجهی دست زنان است.
احمدینژاد در پاسخ به سوال دیگری در خصوص اینکه آقای صفارهرندی اعلام کرده است که برای60 مجوز روزنامه صادر شده ولی 11 روزنامه اجازه انتشار پیدا کردهاند، گفت: روزنامههایی که مجوز میگرفتند با آنهایی که منتشر میشوند متفاوتاند، روزنامههای ما آزادی مطلق دارند به گونهای که به حقوق عمومی نیز تجاوز میکنند و من به این مساله رسیدگی میکنم که اگر آقای صفار آمار اشتباهی داده باشند باید پاسخگو باشند.
رئیسجمهور در پاسخ به سوالی در مورد توقیف روزنامه یاس نو از سوی وزارت ارشاد نیز گفت: بر اساس قانون دولت روزنامهای را توقیف نمیکند بلکه این وظیفه دستگاه قضایی است. شخصاَ مخالف توقیف روزنامهها هستم و در این دولت نسبت به دولت قبل بسیار کمتر روزنامهها بسته شده و اگر هم موردی بوده معنایش این نیست آزادی نداریم و این را اثبات میکنم.
وی با تاکید بر اینکه اگر فکر میکنید اجحافی شده منعکس کنید تا رسیدگی کنم، در پاسخ به این سوال خبرنگار که شما مدعی هستید در کشور آزادی وجود دارد ولی من به عنوان یک خبرنگار این احساس را ندارم، خاطر نشان کرد:همین که جلوی من ایستادهاید و میگویید که احساس آزادی نمیکنم به این معنا است که آزاد هستید. در هیچ جای دنیا نظیر جلسه امروز پیدا نمیکنیم.
وی در پاسخ به سوالی در مورد اینکه یکی از کاندیداها مطرح کرده بود احمدینژاد از طرح وی کپیبرداری کرده است، تاکید کرد: بعضیها حرف من در این ارتباط را کاملاَ وارونه نشان دادند و کاریکاتور نیز از من کشیدند که جرم است که البته من پیگیری نکردم من گفتم برای سرمایهگذاری در اکتشاف نفت تاکنون کشورهای خارجی میآمدند ولی ما اصرار داریم که خودمان هم وارد این کار شویم و این افراد گفتند که دولت دنبال سهام نفت است.
وی در پاسخ به این سوال که آقای رضایی اعلام کرده در صورت پیروزی در انتخابات شما را در کابینه خواهد برد، گفت: از اینکه ایشان به من لطف دارند و مرا دعوت میکنند سپاسگذارم.
وی در پاسخ به این سوال که شما عملکردهای دولت گذشته را زیر سوال بردهاید، گفت:من فقط دولت نهم را با بقیه مقایسه کردم و اعتقاد دارم عملکرد این دولت متفاوت از بقیه است و آن بازگشت به آرمانهای انقلاب است و کارایی این دولت در مقایسه با کار دولتهای قبل برجستهتر است ولی توهین و جسارت به کسی نکردهام.
احمدینژاد در پایان در پاسخ به سوالی در خصوص القای کدورتها بین دولت نهم و مراجع و علما گفت: دولت نهم دولتی مکتبی است و ادبیات آن برآمده از عمق اسلام ناب است. قریب به اتفاق علما از جهتگیریهای دولت نهم حمایت میکنند و القا کدورت ساخته و پرداخته مخالفان است آنها پرداختن به این مسائل را پیروزی خود میدانند. در دولت بعد خواهید دید که اختلاف اساسی و کدورتی نبوده است.
نوشته شده توسط در دوشنبه یازدهم خرداد 1388 ساعت 10:28 موضوع | لینک ثابت
پسری باهوش و زیرک بود و از کودکی علاقه به علم و دانش داشت. او یک آهنگر زاده و شهرستانی بود.
از بچه مذهبی های محلشون بود.
میشد حدس زد که اعتقادات دینی محکمی دارد.
با رتبه خوبی وارد دانشگاه شد.
عضو فعال انجمن اسلامی و با بچه های آنجا حسابی دم خور بود
تحمل فساد و اشرافی گری حکومت برایش سخت بود.
کم کم با امام آشنا و علاقه مند و شیفته او گردید.
، انقلاب پیروز شد.
انقلاب ضعیف و نوپاست، کشور ثبات لازم را هنوز پیدا نکرده ،
حزب بعث عراق برای حمله به ایران توسط بعضی قدرتها وسوسه می شود
لشکر زرهی صدام از غرب و جنوب به کشور ما حمله میکند.
"فصل دفاع فرا می رسد"
با دوستانش به جبهه می رود.
دوستانی که بعضی از اونها دیگر در عالم خاکی نیستند.
در۲۲ سالگی فرماندار خوی می شود.
جنگ تمام شد.
دولت به او پیشنهاد استانداری تازه تاسیس اردبیل را داد. از فرمانداری ماکو به اردبیل آمد.
مدتی بعد شورای شهر دوم به دنبال یک شهردار مناسب و کارشناس برای تهران بود. پیشنهاد مسولیت شهر را به او دادند. او هم پذیرفت.
چند سال دیگر نیز گذشت...
تا اینکه سرانجام در یک روز ساده که شهردار در حال استراحت بود.
سحر گاه از خواب بیدار شد.
شهردار صبحانه اش را خورد.
کفشهای بنددارش را پوشید تا راهی مسجد شود.
جمعیت زیادی درب مسجد جمع شده بودند. و یک صدا می گفتند: شهردار مردمی ما رئیس جمهور ماست.
او مثل همیشه با روی خوش جواب داد.
گفت زود است هنوز صبح نشده.
چند روز بعد ثبت نام کرد.
رقابت شروع شد ، حریفان قدر و انتخابات داغ داغ .
نام او در حلقه فرضی نبود.
در مرحله اول کمتر نگاهی به سمت او رفت.
ولی او محکم و جدی آمده بود.
شعار خوبی انتخاب کرده بود.
گفتمان عدالت طلبی کاملا فراموش شده بود.
بعد از موفقیت در مرحله اول، بعضی ها تازه فهمیدند حضور او جدی است و اتفاقا تصمیم قطعی برای ماندن دارد.
با اینکه دیر آمده بود ولی خیلی زود او را شناختند.
مردم از سادگی او لذت می بردند و سادگی و صداقت وی در دل آنها نشسته بود.
ابراز احساسات و لبخند او را هم دوست داشتند.
رقابت تنگاتنگ و فشرده شده بود.
بعضی ها شمشیر را از همان ابتدا از رو بستند و تهمت و تخریب علیه او را با غلظت زیاد شروع کردند.
موج حملات به سویش سرازیر شد.
ولی در آنسو و در میان مردم، گاهی هجوم احساسات پاک آنها، کار را برای وی سخت می کرد.
در همه حال،
و در همه جا از خدا کمک می خواست.
، گام دوم را هم با موفقیت برداشت.
مسیر راه برایش مشخص بود.
بند کفشهایش را محکم تر بست.
دوباره از خدا کمک خواست تا در این راه یاری اش کند.
از امام عصر مدد جست.
و از محبوبیتی که بین مردم کوچه و بازار داشت.
و سادگی اش که به دلها می نشست.
البته در این راه دعای معلم اولش هم موثر بود.
توانایی های خودش هم به کمکش آمدند.
تیمش را انتخاب کرد.
تا گامهایش را محکم تر بردارد.
بعضی گروههای داخل دایره قدرت، هنوز او را غریبه می دانستند.
با او نامهربانی شد و از تخریبش چیزی کم نگذاشتند.
از دست آنها به خدا پناه برد.
عده ای پر ادعا عکسش را آتش زدند اما بر خلاف مدعیان برنیاشفت و با آرامش جواب داد.
این همه عجله و زیاده روی در تخریب یک رئیس جمهور ؟!!
نیت کرد تا راه امام و رهبری را ادامه دهد.
بعدها او توانست شاخ بعضی ها را در نیویورک بشکند.
او در گل زدن به دروازه حریف و استفاده از فرصتهای طلایی تبحر خاصی داشت.
،سوگند خورده بود برای دفاع از حق ملت ذره ای کوتاه نیاید.
از آسمان تمام شهرها گذر کرد.
به دیدن مردم شهرها رفت و مردم هم به استقبالش آمدند.
با زبان خودشان با آنها صحبت کرد.
گاهی بلوچ
گاهی مانند یک لرستانی غیور
گاهی یک روستایی شاد
گاهی یک عرب خوزستانی
گاهی یک رفتگر شهرداری
گاهی ترکمن
پاستور را خانه اول خود کرد.
و ملت را در تنهایی خود شریک کرد.
شیوخ کوچک منطقه را مسحور قدرت خویش کرد.
روی اقیانوس پلی به اون طرف آب زد.
، بعضی عملکردهایش جای انتقاد داشت.
ولی بعضی خودی ها نامهربانی کرده و مدام در کارش کارشکنی می کردند.
و بعضی غریبه ها حتی تا به قصد ربودن و ترور وی نیز پیش رفتند.
اما کفشهای آهنینش را همه جا به پا داشت.
افکار بلندی برای ایران در سر داشته و دارد
در نگاه خسته اش دلسوزی برای ایران موج می زد.
و چه زود گرد پیری بر چهره اش نشست.
ولی خدا در همه حال با متقین و صبر پیشگان است.
به امید ظهور آخرین منجی
نوشته شده توسط در جمعه هشتم خرداد 1388 ساعت 20:35 موضوع | لینک ثابت
نوشته شده توسط در جمعه هجدهم اردیبهشت 1388 ساعت 9:27 موضوع | لینک ثابت
درباره وبلاگ

فهرست اصلی
آرشیو موضوعی
نوشته های پیشین
سایر امکانات
POWERED BY